همه چیز خیلی راحت تموم شد و خیلی راحت بهم جوش خورد نمی دونم چی شد که این جوری شد اما شد با هم آشتی کردیم اما من یه احساس بزرگ خلا می کنم نگرانم واسه خودم ایندفعه......!
الان سرکارم و خوابم می آید مسافرت بهم زیاد خوش نگذشت یه جورایی عین یه مسابقه بود هر کی بیشتر شماره تلفن می گرفت برنده بود اون روز.طبق معمول من و آبجیم هیچ تلفنی نگرفتیم. الن خسته ام و خوابم می آید بعدا بیشتر راجع به این چند روز می گویم.